بوس بوسی - تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 10:56
همیشه دلم می خواست اول خاله بشم.راستش از دوران راهنمایی این آرزوم بوده و هنوزم ادامه داره...یادمه اون شب از آستانه برمی گشتیم و بلافاصله بعد از اینکه وارد خونه شدیم عمو اینا اومدن و تا زمانی که برن ساعت حدود2 شده بود.رفتیم بخوابیم که مامان گفت داداش زنگ زده! داری عمه میشی :)) فرض کنید با اون همه خست
این روزا - تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 0:43
انقدری ذهنم درگیره که اومدم سوال طرح کنم انقدر غلط نوشتم غلط گیر زدم که کلا گذاشتمش کنار... دوباره یک برنامه جدید ریختن و دوتا درس و دوتا کلاس اضافه شده به قبلی ها...یادمه انقدر تو مدرسه بهش فکر کرده بودم حس می کردم از سرم دود بلند شده! بعضی وقتا یچیزایی بنظرت خیلی عالی میاد و دوست داری با همه وجودت...
دستپخت 5+ تبریک - تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 0:43
1-این پست رو تقدیم می کنم به دوستای اسفندیم الهام و فاطمه و محمد حسین :) 2-این مدت وقت نکردم زیاد آشپزی کنم اما دوتا غذارو اولین بار درست کردم.مزه ش خوب شده بود خداروشکر ... الان عکسشونو می بینم دلم براشون تنگ می شه :| 3-تو این پست گفتم که از بچه ها خواسته بودم اسم همه غیر از خودشون رو بنویسند و کنا...
اولین روز مدرسه(رمز برا دوستام) - تاریخ: 1395/12/14 ساعت: 17:53
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب
فاصله - تاریخ: 1395/11/16 ساعت: 1:26
چقدر از فاطمه ای که واسه خاطر خوشحالی دل پدر و مادرش و دیدن لبخند رو لب هاشون از رشته و دانشگاه و شهر مورد علاقه ش گذشت، قبول شد و گذشت... فاصله گرفتم. +پست های کوتاه بیشتری می نویسم
جرأتش رو دارید؟ - تاریخ: 1395/11/16 ساعت: 1:26
ده تا ویژگی واقعی تون رو بگید؟ اول خودم می گم. بچه، لوس، عاشق ( بارون، بچه، سفر، مادری، شلوغی، مهمونی، داداشم، خانواده، مدرسه، صدای شادمهر، دوستام، دوچرخه، موی بلند، دوتا اسم و...) قاتلِ دستمال کاغذی، خل دیوووووووووووووووونه، ضبط صوت، ریسک پذیر، تحلیل گر، آشوبگر، بعضا مهربان... فکر کنم ده تا شد! باز...
دستپخت4 - تاریخ: 1395/11/16 ساعت: 1:26
دستپخت4 اختصاصی تقدیم می شه به همۀ دوستام... دیگه خیلی داشتم از دستپخت3 فاصله می گرفتم :دی دوست دارم از این به بعد غذاهایی که می پزم هم اضافه کنم به تصاویرم.پست ها اشتهاآورتر می شه اینجوری :)))
دیالوگیسم 6 - تاریخ: 1395/11/16 ساعت: 1:26
ن: اگر آدمی سیر باشه، بهترین غذای دنیا رو هم جلوش بذاری، نمی خوره. اگر مردی همسرش تو خونه براش جون و دل بذاره، هرگز دنبال محبت بیرون از خونه نمیره...
فانتزی2 - تاریخ: 1395/11/16 ساعت: 1:26
هر سال مهر که می شه شروع کنم به بافتن یه شالگردن مخملی و با هر دونه ای که می بافم یه صلوات به نیت سلامتیت بفرستم...عطر دستام بپیچه دور گردنت و هر بار بیشتر از قبل زمستون رو دوست داشته باشی لطفا رنگی انتخاب کن که منم بتونم استفاده کنم ^___^
دیالوگیسم 7 - تاریخ: 1395/11/16 ساعت: 1:26
س:امروز جات خالی ذرت خوردم..هی گفتم جای فاطی خالی جای فاطی خالی
دیالوگیسم 8 - تاریخ: 1395/11/16 ساعت: 1:26
ف:احساس می کنم کم انرژی شدی حواست به خودت باشهیه روزی به خودت میای و می بینی زدی رو حذف!اگر موقع شروع وبلاگ یا علی رو بلند گفتیاگر دلت پر شد از بهترین شدنهیچوقت از چیزی که توی ذهن و روح و جسمت ساختی برنگردقدم بعدی رو محکم تر بردار :)
#حس خوب 1 - تاریخ: 1395/11/16 ساعت: 1:26
اینکه اتفاقی ببینی تو قسمت همه نظرات، بیستا نظر آخر وبلاگت حال و احوال پرسی خصوصی دوستانت هست...
جون جون جونِ دلی - تاریخ: 1395/11/16 ساعت: 1:26
+واسه آخریه مُلدم ^ــ^ آستینِ سرهمیش بزرگه..پاهاش..وای ^ـــ^
این اتفاقُ واسه همه آرزو می کنم2 - تاریخ: 1395/11/16 ساعت: 1:26
بالاخره لیسانس گرفتم :)) یعنی شده بود از آرزوهای بچه هامون.شما نمی تونید درک کنید چی می گم.....فقط ما 18 نفر درک می کنیم این لیسانس چقدر طول کشید و چقدررررررر.....بگذریم. برخلاف اکثر آخرین امتحانا که با مهر و عطوفت استادای گرام، گند زده می شدند و خستگیشون روزها تو تنمون می موند، این امتحان آخر و عکس...
از یار آشنا سخن آشنا خوش است... - تاریخ: 1395/9/8 ساعت: 13:44
آبو نویسی - تاریخ: 1395/9/8 ساعت: 13:44
نمی دونم تعریف شما از کار مفید چیه... اما ما (در اینجا ما یعنی من و دکتر) معتقدیم کار مفید یعنی کاری که بعد از انجام دادنش حس خوبی داشته باشی... مثلاً به جای اینکه با یه ایمیل خشک و خالی متوجه بشیم استاد امروز میاد دانشگاه یا نه، تا پشت در اتاقش بریم و متوجه بشیم که نیومده و شاید اصلاً امروز نیاد......
خواب به وقت فرشته ها - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 3:26
خواستنی - تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 1:34
زندگیم افتاده رو دور تند...این روزها کمتر پیش میاد بنویسم یا حتی به خیلی چیزها فکر کنم.درس و دانشگاه یک طرف، کارای خونه یک طرف.اما از عشقای مامان که نمی تونم غافل بشم، می تونم؟این روزا دارم بزرگ شدن و قد کشیدنشون رو با همه وجودم تماشا می کنم.همیشه آخرهفته ها باید منوی غذایی کل هفته رو یه دور با هم م...
کودکِ درونم - تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 1:33
[سایز اصلی] توضیحات: یکیش یه بلوز و شلواره که شکل بَبَیی داره ^ـــ^ یکیش یه عروسکِ که یکی از دوستا برام درستش کرده و اسمش رو گذاشتم مهری ماه
شاید هم مثل ابرهای نزدیک خورشید باشند - تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 1:33
آدم هایی در زندگی مان هستند و حضور دارند که به انتخاب خودمان دوستشان داشته ایم.آدم هایی که یک مهربانی عمیقی در نگاهشان پنهان است.مثل یک لبخند در انتهای خواندن سرودی دسته جمعی، مثل دیدن یک قاصدک که ناگهان روی شاخه ای بنشیند، مثل عطر شب بو که اتفاقی به مشامت رسیده باشد، حس خوب می بخشند.شاید هم مثل ابر...

برچسب‌های مرتبط

از یار آشنا | از یار آشنا نفس آشنا شنید | خواستنی هستی | خواستنی هستی میدونی خیلی برام | خواستنی هستی عشق شیرین خودم | خواستنی ها | خواستنی به انگلیسی | خواستنی ها کم نیست | خواستنی ترین زن دنیا | خواستنی هستی خیلی عاشقت شدم